باور یعنی ؛ یقین ، اعتقاد ، انتخاب کردن و برتری دادن
باورها ، بطور کلی به چهار گونه در ما شکل میگیرند ؛
--------------------------------------------------------------------------------------------
اول ، باورهای عقلی ؛
یعنی ، باوری که بر اساس مفاهیم انتزاعی و یا سوابق شواهدی که در اثر یکسری ادله های عقلانی که بنظر ما درست و منطقی می باشد و ما با استناد به آن دلایل نسبت به چیزی ،
یا مفهومی یقین حاصل میکنیم .
مثلاً ؛
در بیابان رد پای کسی را می بینیم ،
هرچند کسی را نمی بینیم ،
اما رد پای او نشان دهنده این است که کسی قبلاً بطور قطع از اینجا گذشته است ،
بنابراین با وجود اینکه کسی را نمی بینیم اما متقاعد میشویم یعنی ( باور ) میکنیم کسی اینجا بوده است .
هرچقدر شناخت و دانش ما بیشتر باشد میتواند پایه های ما را محکمتر و تعمق ما را نسبت به آن باور بیشتر کند ،
مثلاً ؛
با اندازه گرفتن جای پای شخص ( مثلاً جای پایش 20 سانت است ) آنرا ضربدر عدد 8 میکنیم و یقین حاصل میکنیم که اندازه قد او ( 160= 20 × 8 ) یکصدو شصت سانتیمتر بوده است .
یکی از عوامل تاثیر گذار دیگر در محکم کردن ارکان اینگونه باورها ،
تحقیق و بررسی است که میتواند شناخت ما را نسبت به آن باور بیشتر کند .
مثلاٌ ؛
در رابطه با جای پاها تحقیق و کنکاش میکنیم ،
وقتی جای پاها را تعقیب میکنیم ،
متوجه میشویم تا حدودی مستقیم رفته ،
سپس باز بجای اولش برگشته ،
بعد کمی به راست رفته بعد باز برگشته و کمی به چپ رفته و ما با دیدن این شواهد متوجه و یقین حاصل میکنیم که این شخص به احتمال قوی در این بیابان گمشده بوده .
بنابراین ،
باورهای عقلی قوانین ومنطق خود را دارند ،
هرچقدر شناخت و معرفت در ما بیشتر باشد می تواند یقین های ما را نسبت به آن باور بیشتر کند .
--------------------------------------------------------------------------------------------
دوم ، باورهای شهودی ؛
یعنی اینکه ما بر اثر حضور و با دیدن یکسری مشاهدات عینی نسبت به رخداد ،
چیزی یا عاملی یقین حاصل کنیم .
در واقع یعنی تجربه چیزی یا اتفاقی که ما عیناٌ آنرا ملاحظه کرده ایم و در ذهن ما بصورت یک باور شهودی نقش بسته است ،
مثلاً ؛
باور اینکه آتش سوزاننده است ،
و یا دست زدن به سیم لخت برق خطر مرگ دارد ،
و یا معتادی که با رفتن به جلسات انجمن معتادان گمنام از اعتیاد به مواد رها شده و در مسیر بهبودی قرار گرفته و . . .
--------------------------------------------------------------------------------------------
بنا براین ، باوری که دارای دو ویژه گی فوق باشد میتواند باوری عمیق و کامل باشد ،
باور کامل یعنی ؛
باور عقلی + باور عینی = ===> باور کامل
[ لذا وقتی در قدم دوم انجمن معتادان گمنام میگویند ؛
ما به این باور رسیدیم ،
به این معنا می باشد که باور ما کامل است ،
یعنی همه ظرفیت ها را دارا می باشد یعنی هم این باور شهودی است ( یعنی به چشم آنرا مشاهده میکنیم ) و هم این باور عقلانی و منطقی است . ]
--------------------------------------------------------------------------------------------
سوم ؛ باورهای انتقالی ؛
یعنی ، وقتی ما به دنیا می آییم ،
در ذهن خود تعریفی از خوب و یا بد نداریم ،
مفاهیم خوب و یا مفاهیم بد در اثر تربیت خانواده و یا محیط رشد به ما منتقل و جزو باورهای ما میشوند ،
بعضی از این باورها در طول زندگی و با رشد ما تغییر میکنند ،
اما بعضی از این باورها در ما تبدیل به ایمان مرضی میشوند و لذا هرگز تغییر نمیکنند ،
حتی اگر خلاف آن ثابت شود ،
مثلاً ؛
دوستی را می شناسم با اینکه تحصل کرده و روشنفکر می باشد ،
هر وقت کسی عطسه میکند ،
نسبت به کاری که میخواهد انجام دهد صبر و تعلل میکند ، و یا دوست مارکسیست ، ماتریالیستی را میشناختم ،
که بعد از اعمال جنسی باید حنماً غسل جنابت میکرد ،
و لذا بخاطر همین مسئله است که خیلی از روشنفکران و نو اندیشان دینی و یا مکتبی به علت اینکه باورهایشان تبدیل به ایمان مرضی شده است سعی میکنند ،
مفاهیم غیر معقول وغیرمنطقی را به گونه ایی که خواست خود و ایمان مرضی خود است مفاهیم سازی و تعریف کنند ،
و لذا در قرآن به همین منظور در آیات اولیه بقره به پیغمبر میگوید که وقتت را برای کسانی که گرفتار ایمان مرضی هستند تلف نکن و آنها مثل کسانی می مانند که چمشها و گوشهایشان بسته و قلب هایشن بیمار است .
در هر صورت منظورم این است که وقتی باور ،
اصطلاحاً به ایمان مرضی تبدیل شود ،
دیگر تا آخر عمر در ما ماندگار میشود .
--------------------------------------------------------------------------------------------
چهارم ، باورهای اکتسابی ؛
یعنی باوری که ما آنرا خود انتخاب میکنیم ،
که این بستگی به قوه درک و آگاهی و بخصوص مذاق و طبع ما دارد .
همانطوریکه میدانیم انسان موجودی است که همیشه و در همه زمینه ها منافعش را در نظر میگیرد ،
یعنی وقتی ما باوری را میخواهیم برای خود انتخاب کنیم از دریچه منافع هایمان به آن نگاه میکنیم ولذا شرایط ما در آن هنگام مهم است ،
منظور از شرایط این است که ،
آیا در شرایط سلامت عقل و نفس و بهبودی قرار داریم و یا نه برعکس در شرایط عدم سلامت عقل و نفس و در حالت بیماری قرار داریم ،
بدیهیست اگر در شرایط بیماری باشیم بدنبال باورهای هستیم که برای بیماریمان جذابیت دارد و اگر در شرایط بهبودی باشیم بدنبال باوری هستیم که با مذاق و طبع بهبودی ما سازگار باشد .
--------------------------------------------------------------------------------------------
اما نکته ای که در مورد باورها لازم است ذکر شود این است که هرانسانی در جیب ذهن خودش یک متر دارد که بر اساس این الگو باوری را میپذیرد ،
در واقع منظور این است که معیار این متر در اشخاص متفاوت می باشد ،
بطور مثال ؛
همه میدانیم که یک متر استاندارد صد سانتیمتر است ،
اما متر ذهنی بعضی های برای اندازه گیری باورها ممکن است با هم متغییر باشد ،
مثلاً ،
بعضی ها ممکن است مترشان برای جذب باوری پنجاه سانتیمتر باشد و بعضی سی سانتیمتر باشد و حتی بعضی صدوپنجاه سانیتمتر باشد ،
در واقع برای اینکه منظورمان را بهتر بیان کنیم این است که ما برای انتخاب باورها بیشتر << پروکروست >> هستیم و این اصطلاح ،
براساس یکی از اسطورههای یونانی می باشد بنام " پروکروستس " پسر پوسئیدون که در کنار جاده الئوسیس به آتن مسافرخانهای داشت.
او مسافران را به خانه خود دعوت میکرد و سپس به تختی میبست اگر قد آنها کوتاهتر از تخت بود ،
آنقدر آن بیچاره را میکشید تا اندازه تخت شوند و اگر بلندتر از تخت بود دست و پایشان را میبرید تا اندازه تخت شوند ،
بنابراین ما هم هر کدام یکی یکدانه از این تختخوابها را در ذهن خود داریم و لذا با مواجه شدن با هر باوری ابتدا آنرا به روی تختخواب پروکروستس خود میخوابانیم .
--------------------------------------------------------------------------------------------

- ۹۴/۰۵/۱۷
- ۵۲۰ نمایش